نمی دانم باید چه کار کنم. گاهی فکر می کنم بجای اینجا نوشتن بهتر است که با هم حرف بزنیم، اما تمام راهها را بسته ای. چند روز پیش و قبل از اینکه پیش مشاور بروی، گفتم من برایت چه کنم؟ گفتی نمی دانم، تنه
نمی دانم سهم من در وضعیت الآنمان چقدر است. اما هر وقت به گذشته نگاه می کنم، ردپای اشتباهاتم را می بینم. به تو و اشتباهاتت نمی توانم فکر کنم، نمی دانم مغزم چرا اینقدر سلکتیو عمل می کند. شاید هم دلیلش ا